چند وقتی هست که جاری بعد از چندین سال خانه ساختند و رفتند خانه بهروز.
خانه نو وقتی در شهرستان ما می سازند و یا می خواهند بروند خانه دیگری....تمام وسایل باید نو بشود...
بدون کابینت و تجهیزات نو که محال است بشود...
اما واقعیت این شده که شما اول، تمام زندگی تان باید مورد پسند دیگران باشد و بعد ببینید که مثلا بودجه و شرایط زندگی تان چطور است.
مبادا با پرده قدیمی و مبلمان و فرش خانه قبلی برویم....ممکن است بگویند پول نداشته....
چرا تایید مردم این قدر اهمیت پیدا کرده...برای بعضی ها...
پرده های الان خانه مان، همان پرده های ده و خرده ای سال پیش است...توی دو سه تا خانه هم همین بوده....
تا وقتی پاره و مشکل ندارد، چرا باید پول اضافه بدهم...
کسی خوشش نیامد، نیاید....
خانه من است...همان مبل های فرسوده...
اگر شرایطی شد که واقعا پول اضافه داشتم، آن وقت شاید تعمیرشان کنم.
خیلی از ارامش ها، فدای نگاه و نظر مردم و اطرافیانی شد...که خواستیم....خودی پیششان نشان بدهیم...
الماسی را دادیم و ذغالی گرفتیم....
این ما بودیم که شب وقتی بچه مان هوس میوه خاص یا اسباب بازی می کرد...گفتیم پول نیست...چون قرار بود پولمان را بدهیم بابت
قسط های ماشین و مبلمان و فرش آنچنانی...
دم بچه...یا همراه زندگی....خیلی بیشتر ارزش داشت و دارد....
خودمان را دریابیم....
بیخیال دیگران....
برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری