این خانه را دوست دارم، اما واقعا پله هایش آزار دهنده شده... اینکه تراس ندارد.... و مشکلات دیگر... بیشتر از همه دلم یک خانه ویلایی با درخت و حوض می خواهد. جایی که یک عالمه پیاز داغ سرخ کنم و دخترک همسایه نیاید با اه و پیف بگوید، جمعش کنید! جایی که اصلا کسی نگاهش به خانه ما و حیاطش نباشد. شاید در این آشفته بازار مسکن و جنگ و .... که به نظر املاکی همه چیز راکد است، آرزوی بزرگی به نظر برسد. اما واقعا این آپارتمان بزرگ را دلم می خواهد بفروشرسانیم و جای دیگری برویم.
برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری