گرمای ظهر و داغ قم...آن همه استرس ناهار پختن برای عزاداران و دوستان....حجم بالای کار....
هیچکدام...نمی توانست از داغی غم دلم بکاهد...
از اینکه دوباره یتیم شدم....باز هم مراسم تشییع....جگرم
می سوخت...
کدام نامردی جرات کرد که ما بچه ییتیم ها را دوباره یتیم کند؟!
ترامپ قمار باز و بچه خوری که به خونش تشنه ام....
و تمام رفقای اسرائیلی اش....
رهبر عزیز تر از جانم را شهید کردید؟ فکر نکنید که ما به راحتی فراموش می کنیم....ما با فکر انتقام می خوابیم و آرزوی مرگ شما، به ما انرژی می دهد....
از امشب خواب راحت و زندگی معمولی را به گور ببرید....
ما ملت شهادتیم....
ما ملت امام حسینیم.....
برچسب:
نویسنده: نگار بختیاری