یک دم زندگی!
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:57
نمی شود لحظه ای فکر ها را خاموش بکنیم و یک نفس عمیق بکشیم!.گاهی صبح قبل از اینکه بیدار شویم، فکرها و کارها، نفرت هایمان از این و آن و .... از ما زودتر بیدار شده اند و دست و رو نشسته دارند ما را نگاه م
راز خوشمزگی
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:57
وقتی پای اجاق غذا رو هم میزنی تنها دلمشغولی ات خوشمزه شدن غذاست. با خودت مرور میکنی زردچوبه زدم؟ فلفل سیاه و....بعد مزه میکنی انگار یه چیزی کمه، شاید نمکه. یه غذای ساده مثل ماکارانی یا سوپ خیلی از وق
باز هم تنهایی!
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:57
همیشه تنها بودن بد نیست. فقط گاهی ترس ها کلافه ات می کنند!.گاهی هم دلتنگی یار سفر کرده!.روزها اما انگار بعد خالی خودشان را بیشتر نشان می دهند.وقت هایی که اضافه می آوری و نمیدانی که چرا روزهای قبل اینگونه نبود.خدا را شکر می کنی به خاطر نعماتش!و همه مرهم هایت می شود یاد مولای خسته و تنهایی که تشنه شهی...
عروسک بازی...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:57
وقتی اسم پسر بچه می آید همه متصور می شوند که حتما باید یک ماشین اسباب بازی دستش باشد و با آن بازی کند.وقتی هم که قرار است کادو خریده بشود،خوب حتما کادو پسر کوچولو می شود: کامیون،هلکوپترکنترلی و...نمی
هر چه دل تنگت می خواهد مگو...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:57
روزهایی می شود در زندگی که حتی نمی توانی تصور کنی چنین روزهایی را گذرانده ای!روزهایی که از غصه قرض ها و قسط هایی که چندین ماه نداده ای خوابت نمی برد!.از درد های نگفته ای که حتی با پدر و مادرت هم نمی
هستم اگر می روم...
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:57
به همه چیز خوب نگاه می کنم. به دست های خشک و چروکیده مادرم. به لک های صورت پدرم.به روزهایی که در کنارشان بودم. به روزهای تنهایی ام.به خودم. به بچه ها. انگار زمان کار خودش را آرام و بی صدا می کند.چه قد
خوب بشنویم!
-
تاریخ: 1398/9/14 ساعت: 17:57
خیلی ساده می شود میانه دو ادم را خراب کرد!!.حالا آن دو آدم دو خواهر، زن و شوهر،دو دوست. نیازی نیست به فکر!.فقط برویم پیش خواهری از تمام زندگی و اتفاقات ساده زندگی خواهر دیگر تعریف کنیم!.توی گوش مردی
الان!
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 6:22
خیلی زود از یادمون میره که الان این جایی که هستیم، همون جایگاهیه که مدت ها پیش آرزوشو داشتیم!!. برای همین خوبه که از آرزوهامون یاداشت بنویسیم ، حتی با اینکه خیلی غیره واقعی به نظر ما بیان.امروز وق
ارامش
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 6:22
صبح که می شود تا به خودت بیایی ظهر شده است.چند وقتی است که شبها ناهار فردا را هم درست می کنم. خوبی اش این است که نمی خواهم خودم را ازار بدهم و اول صبح حوصله هیچ بوی غذایی را ندارم. بعضی ها چه اصراری
روزها...
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 6:22
انگار امسال خیلی توی تلویزیون خبری از نمایشگاه کتاب نیست. واقعا با این گرانی گوشت و بقیه چیزها بعید میدونم کسی پول خریدن کتاب هم توی کارتش بمونه!دیشب شبکه یک مناظره مخالفان سد سازی و موافقان بود.از ان دکتر بدون اطلاع که از آلمان آمده بود ومخالف بود بگذریم، واقعا حرف زشتی در آخر از آن یکیاستاد مخالف ...
ماه ميهماني
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 6:22
هر بار ماه مبارك رمضان شروع ميشه دلم خيلي حال و هواي ميهماني و ديد و بازديد ميكنه. يه جورايي دلم براي همه خيلي ميسوزه. همش با خودم غصه ميخورم براي همه. براي ابجي ها.براي كساني كه مي دونم توي اين فشار
سفر های مجانی!!
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 6:22
یک مدتی است که هر شب خواب می بینم که به کشور های مختلف سفر میکنم.البته نه ازآن مدل خواب های الکی. بلکه کاملا واقعی. سوار هواپبما می شوم. می روم به کشور مورد نظر. آنجا به هتل میروم. گردش می کنم. سوغاتی هم می خرم!!!!. چند وقت پیش جای شما خالی فرانسه بودم!!.دیشب آذربایچان بودم. خیلی خوش گذشت. آنقدر واق...
روزه اولی ها
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 6:22
روزها خیلی طولانی و گرم هستند. من که همه سال های اول که روزه میگرفتم ساعت پنج عصر افطار بود.اما این روزها برای دختر هایی که سال اولی هستند خیلی مشکل است. تازه دختر های انقدر مغرور و خانم هستند که اگر به انها بگویی بیا روزه ات را بخور:/اصلا از دستت دلخور می شود.این نسل با اراده هستند. انقدر برایشان م...
نهج البلاغه کتاب زندگی!
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 6:22
چند روزی است که جلد سوم کتاب نهج البلاغه را به دست گرفتم. حتی انقدر برایم شیرین است که وقت فیلم دیدن هم دوست دارم به جایش این کناب را بخوانم. واقعا این جملات از هر روانشناسی بیشتر روح ادم را آرام می ک
سفره رنگین
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 6:22
دیروز عصر مقامات به بنده ابلاغ فرمودند: سفره رنگین! میخوام!!!. از انجایی که در این مدت ماه مبارک هر روز افطار ما شامل نان و پنیر وچای شیرین بود، این طفلی به حرف امد که "من یه سفره می خوام همه غذاها تو
آدم های حساس!
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 6:22
این روزها اصلا نمی شود هر حرفی را به زبان آورد.عده ای منتظرند حرف هایت را با دقت بشنوند و آن طوری که دلشان می خواهد برداشت کنند!!.حتی حرف هایی که از جنس درد ودل می خواستی بزنی، بهتر است قبلش فکر کنی
درد ودل با بی بی جان!
-
تاریخ: 1398/3/27 ساعت: 6:22
دیروز عصر حوالی حرم بی بی قدم می زدیم.چقدر خوشحالم که توانستیم به حرم دختر موسی بن جعفر نزدیک تر بشویم.اصلا وقتی تمام غم های عالم هم اگر بر دوشت سنگینی کند، باز هم وقتی از در حرمش بیرون می آیی هیچ یاد
نویسنده خاموش!!
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 18:58
امروز یاد خیلی وقت پیش افتادم که برای بخش کودک، مجله سنجاقک و پوپک می نوشتم! روزگار خیلی خوبی بود. چون با تمام وجود سعی می کردم، داستان هایی رو براشون بنویسم که از واقعیت های زندگی باشه!. بهشون چیز یا
دو فروند سوسک!!
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 18:58
دیروز جزو اون معدود روزایی بود که، مجلس روضه دعوت می شدم!. اکثر روزهایی که باید به جایی برم خیلی کارم سنگین می شه:) مثلا اینکه کامل سینک رو خالی کنم وبرق بندازم. گاز هم باید بدرخشه!. خانه رو کاملا جم
صفحه سیاه زندگی!!!
-
تاریخ: 1397/11/27 ساعت: 18:58
نمی دانم! یکسری وبلاگ ها که صفحه زمینه شان سیاه است، من چشمم می خواهد کور شود یا بقیه هم همینطور هستند!؟ اصلا خودشان دلشان نمی گیرد هر روز نگاهشان بیافتد؟!! یک رنگ هایی هستند که وقتی آدم می بیند فقط چ